تبليغاتX
اینجا ایران من زن!

اینجا ایران من زن!

روزمره‌ها..

عجیبه 2!!

- عجیبه که عمیق ترین آرامشو فقط تو بغل تو دارم.

- عجیبه که وقتی نیستی این همه بیتابم.

- عجیبه که می تونیم ساعت ها با هم حرف بزنیم بی اینکه حرفامون تموم شه.

- عجیبه که می تونیم در اوج عصبانیت این همه بخندیم!

- عجیبه که وقتی که از دست هم ناراحتیم میتونیم با هم شوخی کنیم!

- عجیبه که یه مرد این همه مهربونه!

- عجیبه که سالاد میوه تو از مال من این همه خوشمزه تره!

- عجیبه که خدا این همه دوسم داشته که تو شوهریم باشی!!!

- عجیبه که حال و هوای من مثل ابر بهاری متغیره!

- عجیبه که حتی وقتی از دستت ناراحتم به قیافت توی خواب که نگاه می کنم دلم واست ضعف میره و قربون صدقت میرم و ازت عکس میگیرم!

- عجیبه که گذاشتی این همه گازت بگیرم!!

- عجیبه که من لج که میکنم تو لج نمیکنی!

- عجیبه که می گن دعوا نمک زندگیه!

 

 

با همه اینها دیگه اونقدرها هم عجیب نیست که عاشقت شدم و زنت شدم!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 11:16  توسط ایرن  | 

عجیبه!!!!

- عجیبه که داری من و خودتو واسه کسی میکشی که توی بدترین شرایط مرهم زخمت نشد هیچ! نمک روی زخمت ریخت..

- عجیبه که گاهی از ته یه سوزن می ری تو و گاهی از یه دروازه بزرگم رد نمیشی!

- عجیبه که وقتی ناراحتم می کنی و میخوای از دلم در بیاری تو لپت رو میاری جلو تا من ماچت کنم!

- عجیبه که متوجه نشدی چه قدر خسته ام.

- عجیبه که نفهمیدی با چه عشقی اونا رو خریده بودم.

- عجیبه که مرز بین لطف و وظیفه اینهمه باریکه!

- عجیبه که چشمات برای بعضی مسائل بسته است و برعکس برای برخی مسائل باز باز!!

- عجیبه که  نفهمیدی دل من از این چینی های بنجل ایرانیه که زود می شکنه و به مویی بنده!

- عجیبه که...... واقعا عجیبه!

 

پی نوشت ندارد. ندارد. ندارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 22:54  توسط ایرن  | 

حرف و عمل!!!!

- از مهمونم می پرسم شام برات چی درست کنم؟ می گه ته چین!!!! میگم ته چین رو بیخیال شو! دوست داری برات گراتن سیب زمینی درست کنم؟ می گه باشه!! شام ولی پاچینی درست می کنم!!

- به شوهری می گم میرم موسسه و تکلیف وضعیت مالیم رو حتما مشخص می کنم اما تمام وضعیت کار و شرح وظایفم رو با کارفرما مرور می کنم و تنها حرفی که نمی زنم وضعیت اقتصادی طرحه!!!

- به شوهری میگم هیچ فرقی نمیکنه عموش اینا رو کی دعوت کنیم ولی وقتی میگه پنجشنبه خوبه می گم نه! من کار دارم.

- به مامانم میگم احتیاج به کارگر دارم اما وقتی میگه می خوای برات آقا ستار رو بفرستم می گم نه چه کاریه!! خودم خونه رو تمیز می کنم.

- وقتی دارم خونه رو تمیز می کنم به شوهری میگم کاش گفته بودم کارگر اومده بود!!!!

- به شوهری میگم حوصله ام سر رفته و و قتی میگه بریم بیرون میگم حوصله ندارم!!

- به همه میگم رژیم دارم اما موقع ظهر که میشه نصف نون بربری رو با پنیر می خورم.

- به شوهری میگم می خوام شلوار جین بخرم و تنها خریدی که نمیکن شلوار جینه!

- به خودم و خدا میگم از فردا و فردا میگم امروزم نه!

آخه از قدیم گفتن حرف مرد یکیه!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 16:21  توسط ایرن  | 

یکسالگی.

 

 

"اینجا ایران من زن"

 

یکساله شد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 16:20  توسط ایرن  | 

به سارا!

عزیزم این نوشته رو پابلیش می کنم که بخونی. نمی شناسمت ولی فهمیدم تمام نوشته هام رو می خونی این جای تشکر داره

سارا جان متاسفم که نمی تونم نظرت رو تایید کنم. شاید اگر قدری مودبانه تر نوشته بودی نظر تو هم مثل نظر تمام دوستام تایید شده بود.

فقط می خوام بهت بگم قضاوت در مورد زندگی بقیه وقتی توش نیستی کار صحیحی نیست و ممکنه دل آدما رو بشکنه. هر کسی برای خودش یه سبک زندگی داره و طبق اون سبک پیش میره.

سارا خانوم خوندن نوشته های یک زن و شوهری که از نظر شما خنگ هستند اگر باعث تفریح تو است و دقایق شادی برات به همراه داره از نظر من ایرادی نداره اما اگر برات آزار دهنده است بهت پیشنهاد میکنم وقتت رو صرف کاری کنی که برات نشاط آور باشه.

شاید ما می تونستیم دوستای خوبی برای هم باشیم اگر قدری فقط قدری منصف تر بودی...

برات بهترین ها رو آرزو میکنم دوست من.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 18:11  توسط ایرن  | 

به تو نامه می نویسم!!!!!

مادر! مادر! مادر!!!!

امروز نه روز تولد توست و نه روز مادر. روزیست مثل همه روزهای خدا. امروز هم مثل همه روزهای دیگه به تو فکر می کنم و به اینکه تو مادرم هستی افتخار می کنم و دوباره خدا رو به خاطر داشتنت شکر می کنم.

وقتی نگاه میکنم به دور خودم و بقیه دخترهایی رو می بینم که مادرانشون هیچ چیز واقعا هیچ چیز یادشون ندادن دلم می خواد برات بمیرم.... من از تو زندگی کردن رو یاد گرفتم و مهمتر از اون چطور زندگی کردن رو. یاد گرفتم میشه با کم هم خوشحال و خوشبخت بود. یاد گرفتم میشه همیشه بیشترین و بهترین رو خواست. میشه بود و خوب بود...

ازت یاد گرفتم اگه فقط ۲ دست لباس داشته باشم امروز دامن اینو با بلوز اون بپوشم و فردا برعکس! و با خود او ۲ دست لباس صاحب ۴ دست لباس باشم!

ازت یاد گرفتم خوشبختی شاید همون عطر هل است که توی چایی تازه دم خونه ای تمیز میپیچه و انتظار زنی آراسته برای وروود همسرش!

ازت یاد گرفتم باید قوی باشم تا بتونم موفق باشم!

ازت یاد گرفتم میشه توی مواقعی مثل گربه نرم و ملوس بود و توی مواقعی مثل شیر ایستاد و مبارزه کرد!!

ازت یاد گرفتم نباید به هیچ وجهی خنده از زندگی حذف بشه!

ازت یاد گرفتم توی بدترین شرایط باید امیدوار بود و امیدوار کرد!

ازت یاد گرفتم تمیز بودن خونه آرامش به همراه داره و برای همین سعی می کنم همیشه خونه ام رو مرتب نگه دارم.

ازت یاد گرفتم میشه پول رو یک ریال یک ریال جمع کرد و گاهی برای دل حتی توی بدترین شرایط ۱۰۰ تومن ۱۰۰ تومن خرج کرد!

ازت یاد گرفتم که پول بنده من باشه و نه من بنده پول!

ازت یاد گرفتم به خدا توکل داشته باشم و امیدم فقط به خدا باشه!!!

ازت یاد گرفتم به شوهرم تحت هیچ شرایطی گیر ندم!

ازت یاد گرفتم زن نباید چمدونش جلوی در باشه!!!!

ازت یاد گرفتم به مردم کمک کنم.

ازت یاد گرفتم وقتی به مشکلی بر می خورم خودم رو نبازم و بایستم!!

ازت یاد گرفتم که گاهی هم شم اقتصادی داشته باشم!

ازت یاد گرفتم وظیفه زن فقط پختن و شستن نیست! خودم رو به عنوان رکن اصلی زندگی قبول کردم.

ازت یاد گرفتم گاهی کلمات چه قدر قدرتمندند!!!!!

ازت یاد گرفتم زن باشم!!!!!!زن! زن! زن! نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر!!!!

و اگر زمانی افتخار مادر بودن نصیبم شد آرزو می کنم مادری مثل تو باشم.

 

پی نوشت ۱:عزیزی می گفت تو و شوهری هر دو باهوشید! اگه بچه دار شدی باید بچه ات رو کلاسای مختلف بزاری وخوب روش کار کنی!!! بهش گفتم اگر بچه ام در زبان اینگلیسی و کامپیوتر و هنر و ورزش و درس سرآمد باشه ولی مهارت زندگی کردن رو نداشته باشه من دینم رو به بچه ام ادا نکردم. اما اگر چیزهایی که از مادرم یاد گرفتم رو به بچه ام یاد بدم تونستم مادر خوبی براش باشم!!!!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 14:6  توسط ایرن  |