به کوریه چشم شاه بهارم زمستونه!!!
- هوا چه قدر سرد شده. بدیشم اینه که آدم روش نمیشه بوت و پالتو بپوشه!!! با یه مانتوی نازک و یه روسری توی خیابون راه می افتم و یخ میزنم. اصولا اگر بیخیال تیپم بشم و بخوام پالتو هم بپوشم نمی تونم!!! چونکه هیچ گونه ادوات زمستانی در اختیار ندارم. از آنجاییکه در جریان خانه تکانی اواخر اسفند هوا طوری تابستان بود که به خوابم نمی دیدم دوباره سرد شه هرچی لباس زمستونی داشتم جمع کردم و به قول مامانم زمستونی تابستونی کردم لباسامو و الان اگر از سرما بمیرمم حاضر نیستم اونا رو از مخفیگاهشون بکشم بیرون!! حالا اگه شما ژاکتی چیزی دارید بدید به این خواهر کوچیکترتون! و خانواده ای رو از سرماخوردگی نجات بدید!
- من دیشب خونمون رو مثل دسته گل مرتب کردم و رفتیم خونه مامانم اینا و شام اونجا بودیم. دیشب که از در خونه می رفتم بیرون هیچ ظرف نشسته ای توی سینک نبود. امروز بعد از خوردن صبحانه تعداد لیوانای کثیفی که باید میشستم رو شمردم!!! (از بس لیوان بود مشکوک شدم که نکنه تو این خونه ما ۲ نفر تنها نیستیم!!!) خدا شاهده که ۹ تا لیوان شستم!!!!!!! به تمام مقدسات سوگند اگه یکی کم و زیاد گفته باشم!!! بعدا که با دقت لیوانا رو نگاه کردم موقع شستن به این نتیجه مهم رسیدم که من و شوهری خیلی شیکیم و برای کوچکترین حرکتی از یه لیوان جداگانه استفاده میکنیم!!! ۲ تا از این ۹ لیوان متعلق بود به آبی که موقع خواب خورده بودیم. ۱ لیوان برای شیری که من شب می خورم. یکی برای آب پرتغال شوهری. تا این جا ۴ تا لیوان. ۲ تا برای چایی صبحانه که شد ۶ تا لیوان! یکیش برای شیر صبح من که ۷ تا. ماهیت ۲ تای باقی مونده رو هم هنوز نتونستم کشف کنم!!!! چیزی به فکرتون نمیرسه؟
- یه تست توی فیس بوک هست که نشون میده شبیه کدوم شخصیت دایی جان ناپلئونید!!! من سعید بودم!!!! عمرا فکرشم نمی کردم شبیه همچین موجودی بوده باشم!!!
- توی فکر یه قرار وبلاگیم. پنجشنبه این هفته چطوره؟؟؟ مکانش احتمالا خونه خودمه. هرکی موافقه خبر بده زودتر. هر ایده ای هم برای هرچه پربارتر کردن این قرار دارید زودتر خبر بدین!
- احتیاج به انرژی مثبت دارم. زیادددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد.
پی نوشت: بچه ها از آنجاییکه بهمندخت و مبی نمی تونند بیان و مهروشم شبش مهمونه قرار رو می زاریم برای پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت. جایی قرار نزارید بی زحمت. اطلاعات دقیق تر متعاقبا اعلام خواهد شد. شیلا جان قدم شما با نینی سر چشم.
