تبليغاتX
اینجا ایران من زن! - بیحسی اجتماعی..

اینجا ایران من زن!

روزمره‌ها..

بیحسی اجتماعی..

- وقتی پسرک ۴ یا ۵ ساله ای رو میبینی که باید قاعدتا ساعت ۹ صبح توی خونه پیش مامانش برنامه کودک ببینه و مامانش لقمه لقمه صبحانه بزاره دهنش و اون وقت توی متروی تهران فال می فروشه و هیچ وقت نفهمیده گم شدن یعنی چی و مترو رو مثل کف دستش میشناسه و اون موقع ما مثل وقتی که یه مگس مزاحم رو دستمون بشینه پسرک رو دک میکنیم اون موقع است که دچار بیحسی اجتماعی شدیم!!!

- وقتی دخترک ۱۷ یا ۱۸ ساله ای رو میبینیم که سعی کرده کودکی و معصومیتش رو با یه خروار آرایش بپوشونه و کنار خیابون منتظره تا یه ماشین سوارش کنه و ما با افتخار! براش پشت چشم نازک میکنیم و میگیم چه دوره و زمونه ای شده! ما دچار بیحسی اجتماعی شدیم!

- وقتی توی مترو زنانی رو میبینی که سن مادرت رو دارن و روی یک پا وایسادن و به زور تعادلشون رو نگه میدارن و می خوان چیزهای بنجل چینی رو به مردم بفروشن و ما فقط منتظریم اینها زودتر پیاده شن و ما از بوی عرقشون نجات پیدا کنیم ما دچار بیحسی اجتماعی شدیم!

- وقتی پسر جوونی رو میبینی که الان یا باید دانشگاه باشه یا سر کار اما به جاش کنار جوب آبه و داره به خودش تزریق میکنه و ما دعا میکنیم این جوونا زودتر بمیرن تا جامعه امون امن و سالم بشه ما دچار بیحسی اجتماعی شدیم!!

- وقتی پیرمرد ۸۰ساله ای رو میبینی که روزهای آخر عمرشه و باید در آرامش باشه اما داره گوشه خیابون با التماس گدایی می کنه و ما فقط قدمامون رو تندتر میکنیم و پول خردی که توی دستمون از مابقی کرایه ماشینمون جا مونده میندازیم جلوش! و فکر میکنیم ما چه آدم هایی خوبی هستیم! ما دچار بیحسی اجتماعی شدیم!!!

- وقتی ........

این لیست رو تا کجا میشه ادامه داد؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 11:7  توسط ایرن  |